۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

ذکر احوال شیخ محمود نورالدین

آن یوسف به صورت و جمال، آن رستم دستان به هیبت و کمال، آن محمود اهل یقین، آن معروف زمان و زمین. آن نادره دوران، آن آمده از بلاد ارادان، آن مظهر زیبایی و جمال، آن مصدر دانایی و کمال، آن دائم السفر، آن زاینده شر، آن معاند قومپانی توتال و شل، آن فیلسوف آسفالت و تونل، آن مسافر دائمی قم، آن کاشف اورانیوم، آن دهنده اقوال خالی، آن رونده جزیره بالی، آن محفوظ هاله نور، آن صادره از صندوق به زور، آن نوشنده آبلیمو به جای کوکا، آن پوشنده کاپشن فرد اعلا، آن منجی سعیدلو از بیکاری، آن مولد وبا و حصبه و بیماری، آن دارنده باجناق های زیاد، آن صاحب العباد، آن آمده با مینی بوس از بیابان، آن منتخب شورای نگهبان، آن آکل نان و خرما و ماست، آن منکر هولوکاست، آن شیخ با سواد، آن مملکت را داده به باد، شیخنا و وتدنا و مولانا محمود احمدی نژاد، خورنده انواع موز بود، و تالی تلو چی توز بود.
نقل است که چون از مادر بزاد نعره برکشیده همی گفت: اووووه! پس هر کس از حکمای ارادان بود مجتمع شده و در کلمات وی به چند ساعت غور همی کردند. تا حکیمی گفت: طفل گوید که اگر مرا شیر دهید، کاری کنم که در سفره شما هرچه کاسه نهید پر از طلا شود. پس مادرش به سه سال وی را شیر همی داد و هر چه صبر کردند به کاسه شان طلا نیامده کاسه بشکست و سبو ریخت. پس چون به شش سال رسید، نعره برکشیده، همی گفت: اگر مرا به مکتب فرستید، پس کاری کنم که در سفره شما هر کاسه مسین به نقره بدل شود. پس وی را به مکتب نهادند. و از کرامات وی آن بود که هر چه کاسه مسین در خانه بود، غیب شد. پس چون به هجده سال رسید نعره برکشیده، گفت: اگر مرا به دانشگاه بگذارید، کاری همی کنم که سفره خانه تان پر از پول شود و هر که در دانشگاه با من آید گاگول شود. پس پدرش به چند سال آهنگری کرد و او را به دانشگاه بفرستاد
  و هر چه پول در خانه داشت به کاغذی پاره بدل شد و سفره شان از دعای وی بسوخت. پس چون به پنجاه رسید مردمان را نعره همی زد که اگر مرا حاکم خویش کنید کاری کنم که سفره تان پر از نفت شود. پس حاکمی بشد و کاری همی بکرد که وبا بیامد و بلا بیامد و انفجاری در خلا بیامد و از کرامات وی آن بود که نه نفت بماند و نه سفره و نه مردمان.
چون به سنین صباوت رسید، به طهران آمد و در آمدنش به طهران حکمای مختلف اختلاف همی کردند. شیخ الانبوه، هذا المهدی الچمران، که به عمری بیل به دوش همی داشت، در آمدن شیخنا به طهران همی گفت: « اذهب و اجلس فی بلد الطهران و ینتظر فی الانتخابات» ( ترجمه: وقتی اومد تهران گیر داد که من می خوام رئیس جمهور بشم، هی می پرسید: دفترش کجاست؟ دفترش کجاست؟» و شیخ الباجناقان، ثم زریبافان رضی الله عنه، در آمدنش به طهران بطور حزین آواز همی خواند: « وقتی رسید محمود هنوز نفس داشت، نشسته بود بره هاشو می لیسید.) و شیخ مهدی معروف به ابن الصغیر( مترجم: احتمالا منظور کوچک زاده است) در ذکر ورود شیخ به طهران همی گفت: « اشلونک؟ اذهب محمود بالطهران، سنه نه وار؟ فاک یو» ( ترجمه: چیه؟ اومد طهران دیگه؟ به تو چه عوضی؟ می زنم دهنتو صاف می کنم.)
در کرامات وی یکی نقل است که طی الارض می کرد. شیخنا متکی همی گوید که شیخ اعظم صبح در بلاد کفر موعظتی می نمود و شب در بلاد اسلام بود و وی را محمود طیار همی گفتند. شیخ علی لاریجانی از کرامات وی نقل کرد که چون کفار مروارید مسلمین از ایشان بدزدیدند شیخ به بلاد کفر برفتی و مروارید از آنان به چشم بر هم زدنی بگرفتی و چون به مملکت آمد از آن مروارید ده من کیک زرد پخت و هزار تن فقیر از آن کیک بخوردند و هر کس از آن می خورد از فقر خارج شده غنی همی شد. شیخ حسن روحانی معروف به جمال الدین در وصف کرامات او بگفت: شیخ چنان بود که هر چه به ده سال بافتیم به یک شب پنبه کرد و جز وی هیچ کس چنین نکرده بود. نقل است که چون خواست خرقه حکومت بپوشد و در خرابی ملک بکوشد، بلدیه طهران را همی گفت تا فقرای بلاد را اطعام مساکین کنند، پس به آنان نان و پنیر و خرما دادند و هر کس یک لقمه می خورد تا چند سال سیر بود، شیخ قالیباف نقل همی بکرد که تا ده سال بودجه بلدیه را برای همان نان و پنیر دادیم و این از کرامات شیخ بود که هر معجزتی می نمود صد کرور خرجش می شد. و شیخنا حداد عادل در کرامات وی همی گفت: شیخ چنان بود که زبان عجم را در چهل سال همی بیاموخت.
شیخ زریبافان در وصف وی بگفت که شیخنا چون به اجلاس روسای ملل برفتی از فرط جمال صورت و هیبت هیکل که در وی بود تا به سخن بیامد هاله نوری از وی ساطع شد و چون نطقش گشاده شد هر کس که در آن مکان بود زبانش بسته شد و صد تن از هیبت کلام وی لال شده و پنجاه تن از جمال وی دست خود به دندان گزیدند و تا شیخ به نطق مشغول بود هیچ کس چشم بر هم نزد و تمام این جمال و کمال از جانب خداوند بود. و چون این سخنان نزد شیخ آملی ببردند تا به یک سال به خواب نشد و دائم ورد همی خواند و حیران بود.
از شیخ محمود سخنان بسیار نقل است. شیخنا بگفت: « غربی ها از آزادی دو درجه می دن ما 360 درجه، خوب مال ما بزرگتره.» و نقل است که گفت: « من نگفتم که نفت می برم سر سفره مردم، به من چه» و گفت: « اسرائیل که چیزی نیست.» و نقل است که گفت: « حمله شان هم کشکه» و نقل است که گفت: « ترکی حرف می زنم، فارسی حرف می زنم، لری هم حرف می زنم، هر جا هم می رم به من می گن آی لاو یو»
شهرت شیخ چنان بود که مغنیان و نوحه خوانان در فراق وی که دائم السفر بود و وی را « زاد المسافرین» نیز گفتند، شعرها گفته، سخن ها سروده اند. یکی آنکه چون خواست به سفر برود، شیخ القدما، شیخ احمد الجنتی که هنوز سخن می گفت، به دست و پای بلرزید و از فراق وی ناله سر داده و گفت: « ای قشنگ تر از پریا، تنها تو کوچه نری یا، موساد و سیا دزدن، این تحفه رو می دزدن.» و نقل است که بنیامین که نوحه خوان بود، چون در محضر وی حاضر و کمال و جمال وی را بدید زززباننش بببند بیامده، مراثی و نوحه یکسر به کناری نهاده، اما چون در صف عشاق وی درآمده بود، دایم به زبان گفتی:« دنیا دیگه مثل تو نداره، نداره نمی تونه بیاره، دلا همه بی قراره عشقه، اما عشقه که واسه تو بی قراره...» و نقل است که شیخ اندی از شیوخ اطراف لس آنجلس و بصره، چون به یک بار جمال بی مثال وی بدید، چنان شیفته راه رفتن و طرز حرکات وی شد که فرمود:« خوشگلها باید برقصن» و نقل است که شیخ منصور از مغنیان معروف که موی و گیس رها کرده و به چند سال در بیابان آواره بود، در وصف وی گفته است« دیوونه، دیوونه، دیوونه شو دیوونه، دنیا و قیل و قالش، همه رو بی خیالش.» و گویند که شیخنا محمود چون این وصف شنید سر به بیابان بنهاد و بطور چند ماه در بیابان های اطراف قم بیتوته کرده و روزی یک دانه خرما می خورد تا غولی در آنجا ظاهر شد و چون غول شیخنا بدید از ترس بگریخت.
و شیخنا رضی الله عنه، به سیصد سال عمر بکرد، از آن رو که 240 سال عزرائیل به دنبال وی سفر کرد و هر جا که رفت شیخنا از آنجا رفته بود. و چون خواست بمیرد آسمان سیاه شد و زمین بلرزید و مرغان جمع شده آواز همی خواندند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست. ( ابراهیم نبوی)


۱۳۹۱ مهر ۱۲, چهارشنبه

برای نوازش چشمانتان!

مهدی جامی
جذابیت پنهان احمدی نژاد
به نظرم اگر تا امروز تردیدی بود که احمدی نژاد پستان نظام را گاز خواهد گرفت امروز این تردید برطرف شد. بی تردید او اکنون بزرگترین مشکل سیاست داخلی ولایت است که تا به حال نه توانسته تف اش کند نه قورت اش بدهد. احمدی نژاد این را بخوبی می داند و از آن حداکثر بهره برداری را می کند.
احمدی نژاد یک کهن الگو دارد در وطن ما: غلامانی که به امیری برکشیده شدند. نیاز قدرت تمرکزگرا چنین ایجاب می کرد که در یک زمان معین غلامی از میان خیل چاکران به امیری برداشته شود و شد. وظیفه این تیپ معمولا از میان برداشتن رقیبان سیاسی امیر اعظم و پادشاه و خلیفه است. یعنی کسانی که به طبیعت جریان به قدرت رسیدن طبقه حاکمه یا به دلیل پیوندهای خانوادگی و نسبی و سببی از موقعیتی برخوردار شده اند که کسی از معتبران سیاست نمی تواند با آنها درافتد زیرا به نحوی از انحا وامدار آنها ست. قدرت تمرکزگرا همیشه نگران رقیبان است. پس غلامی را به امیری برمی کشد تا مدعیان قدرت را سر جای خود بنشاند. این دقیقا همان است که احمدی نژاد با هاشمی و موسوی و ناطق و دیگران کرده است. و تمام اینها بفرموده.
امروز همان غلام دیروزی رو در روی مدعیان دیگر قدرت ایستاده است. فی الواقع چیزی در مشی و روش او عوض نشده است. وظیفه سیاسی غلامی که امیری می کند همین است که سر گردنفرازان را به خاک آورد و اگر نتوانست ایشان را خاکمال و بی حیثیت کند. اما خطر او دقیقا زمانی است که جبهه را عوضی بگیرد و جنگ خود را به اردوی امیراعظم و خلیفه بکشاند. تاریخ وطن ما غلامان متعدد دیده است که در انتهای بازی سرشکستن از اصحاب قدرت و مدعیان ولایت سر خود خلیفه و پادشاه را برداشته اند.
حرفهای امروز احمدی نژاد اعلام استقلال و لمن الملکی بود. او در واقع هیچکس را جز خود قبول ندارد. بنابرین وزیر ارشادش را هم که از خط او خارج شده و در زمین ولایت بازی کرده نفی می کند. رئیس مجلس ولایی و برادرش در قوه قضایی و رفیق شان در شهرداری را هم به هیچ می گیرد و آشکارا هو می کند که راستی مگر اینها هیچ خطایی ندارند و هر چه خطا ست از من است؟
احمدی نژاد در حریمی از خاصان وارد شده که معمولا کسی در مرتبه او وارد آن نمی شده است. اما او هفت سال است که در سرای قدرت خانه کرده و از جیک و پوک اهالی قدرت باخبر شده است و از نظر برکشیدگی سیاسی هم نخست چهار سالی ناز بر فلک فروخته و حالا برای خود یک پا مدعی امیری و امارت است. او ماموریت مشخصی داشته تا خیمه برخی بزرگان را بر سرشان خراب کند و کرده است اما از ماموریت خود فراتر رفته و حالا دارد عمود خیمه ولایت را از جا می کند تا خیمه بر سر همه اصحاب قدرت از بزرگ و کوچک خراب کند. همه آنها می خواهند بگویند هر چه تقصیر است از قامت ناساز دولت احمدی است. و او که ریاکاری ایشان را خوب می شناسد همان را در صورت شان تف می کند.
احمدی نژاد بخوبی می داند که در وضعی که ولی اعظم درست کرده هیچ کس قدرت دم زدن ندارد و دهان همه بسته شده یا خریده شده یا دوخته شده و او با هر انتقادی و هر طعنه ای و هر نیشی جماعت بزرگی از مردم را با خود همدل خواهد داشت. احمدی نژاد بیشتر از هر کس دیگری در نظام مقدس می داند که چقدر این نظام منفور است. اما به دلیل کوتاهی عمر صدارت خود فکر می کند تنها آدمی است از این نظام که آنقدرها آلوده نیست که دیگران هستند پس هنوز می تواند بدون گارد و نیروی امنیتی و بگیر و ببند به میان مردم برود. او در واقع با گفتن این حرف از همه نظام سلب مشروعیت می کند و همه نظام را قابل دفع می بیند. تکیه اش به این است که غلامی بیش نبوده و نیست. نوکر مردم است چنانکه خود می گوید. او مثل ضدمسیح است. ضدنخبگان است. چه نخبگان روشنفکر چه نخبگان سیاسی و نظامی. او می داند که تن و جان این نخبگان نظامی و سیاسی را با حرفهایش می لرزاند. همین برای او کافی است و به او رضایت می بخشد.
او می داند که همه اهل قدرت فاسد شده اند و دست شان به آلاف و اولوف بند است و قدرت تکان خوردن ندارند ولی او هنوز می تواند تکان بخورد دست کم برای اینکه آنها را از آلاف آلوف ساقط کند و خواب شان را پریشان سازد.
حرفهای امروز او خطر بزرگی در مقابل ولی اعظم درست می کند. اما احمدی نژاد مصمم است که نگذارد او را آسوده بخورند و قورت بدهند یا تف کنند.
خامنه ای و شرکا تا دیروز فکر می کردند که یک دشمن خانگی دارند و آن اردوی اصلاحات و سبز و اصحاب رسانه و نوخواهی است. امروز همه می فهمند که دشمن خانگی بزرگتر ولایت غلامی است که دیگر هیچ امیری را قبول ندارد. تمام تحرکات هفته های اخیر در سیاست داخلی برای مهار این دو دشمن خانگی است. نظام ولایت می خواهد در اوج ناتوانی های سیاسی و اقتصادی اش بگوید هنوز قدرتمند است و اوضاع را تحت کنترل دارد.
احمدی نژاد از همه جهت آماده قهرمان شدن است. پشت تربیون سازمان ملل خود را یک مصلح می بیند، در سیاست خارجی می تواند صلح و رابطه خوب با آمریکا را پیشنهاد بدهد و در کرسی امارت یک امیر شجاع که می تواند دمار از روزگار همه امیران شکم سیر درآورد و همه مشکلات کشور را مدیریت کند. او تجسم محض توهم سی و سه ساله جمهوری مقدس است. همین توهم او را به رویارویی پرتلاطمی می کشد که در روزگار مبارزه نیابتی او را به کارسازترین چهره نظام تبدیل می کند. کسی که می تواند یک تنه این نظام را در هم ریزد. چه با او درآویزند و چه تحمل اش کنند. و این همان چیزی است که بسیاری می خواهند اما در موقعیتی نیستند که بتوانند. این همان رمز جذابیت پنهان احمدی نژاد است. ماری که این نظام در آستین خود پرورده است تا حال که توان و جسارت سرکشیدن جام زهر ندارد مزه زهر را به او بچشاند. این معنای آن جمله احمدی نژاد است که چه کسی گفته امسال سال آخر دولت است. از چشم او آینده ایران از آن کسانی چون او ست. باقی رفتنی اند. کافی است او دهان باز کند. رازهای مگو بر سر اهل ثروت و قدرت و بند و بست آوار خواهد شد و چیزی از ایشان باقی نخواهد گذاشت. این از روز نخست آرزوی احمدی نژاد بوده است و چنین خواهد کرد.
( سایت سی‌میل )


۱۳۹۱ مهر ۱۱, سه‌شنبه


علت خانه نشینی و حمله احمدی نژاد به سپاه، مجلس، قوه قضاییه، مراجع و... چه بود؟
این حکم هفته گذشته صادر شده بود، اما چون هنگام سفر خارجی رییس جمهور، معاون اول وی باید در کشور حضور داشته باشد، اجرای آن به هفته جاری موکول شده بود که احمدی نژاد با اطلاع از این موضوع، در چند روز گذشته بر سر کار خود در نهاد ریاست جمهوری حاضر نشده و...
در حالی که محمود احمدی نژاد در کنفرانس خبری امروز خود با حمله به تمامی نهادهای نظام غیر از دفتر خودش، حامیان دیروز خود را غافلگیر کرد، خبرنگار «بازتاب» به علت این اقدام غافلگیرانه احمدی نژاد دست یافته است. 
به گزارش خبرنگار «بازتاب»؛ احمدی نژاد در کنفرانس خبری امروز خود، ابتدا با حمله به خبرگزاری فارس از سپاه به عنوان یک نهاد امنیتی که در سیاست دخالت می کند یاد کرد،سپس به رییس مجلس حمله کرد، آن گاه قوه قضاییه و شهرداری تهران را مورد مهرورزی قرار دارد و در این مسیر با طعنه زدن به انتقادات رهبری از فرهنگ به عنوان نظر شخصی، سازمان تبلیغات را هم بی نصیب نگذاشت، وی در کنار متبرک نمودن تمامی اجزای نظام، حتی بخشی از دولت را نیز بی نصیب نگذاشت و وزیر ارشاد را هم مورد عنایت قرار داده و به مشاور بین الملل رهبری هم طعنه زد و در پایان کنایه ای هم به مراجع تقلید زد.
اکنون اصولگرایان که احمدی نژاد را سال ۱۳۸۴ با هزینه سنگین به قدرت رسانده و در سال ۱۳۸۸ با هزینه ای بسیار سنگین تر در قدرت نگه داشتند، این پرسش را بارها و بارها با خود مطرح می کنند که چرا احمدی نژاد با ما این طور کرد؟
خبرنگار «بازتاب» برای پاسخ دادن به این پرسش، از برخی منابع آگاه کسب خبر کرده که نتیجه آن صدور حکم بازداشت برای محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی نژاد می باشد. 
گفته می شود این حکم که هفته گذشته صادر شده بود، با توجه به رویه های قانونی که هنگام سفر خارجی رییس جمهور، معاون اول وی باید در کشور حضور داشته باشد، در زمان سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک اجرا نشده و اجرای آن به هفته جاری موکول شده بود که احمدی نژاد با اطلاع از این موضوع، در چند روز گذشته بر سر کار خود در نهاد ریاست جمهوری حاضر نشده و برای جلوگیری از این اقدام، قصد ملاقات با رییس قوه قضاییه را داشته که آن نیز ممکن نشده است و پس از آن که توسل برای استفاده از اختیارات رهبری در توقف حکم قضایی نیز نتیجه نداده، وی حرکت انتحاری امروز را انجام داده است.
احمدی نژاد با این حرکت، قصد القای این موضوع را دارد که در صورت اجرای حکم رحیمی، این دستگیری به خاطر مواضع امروز و انتقادات وی بوده و همچنین با تهدید ضمنی به استعفا با به کار بردن "دست خطی می نویسم و خداحافظ شما"، نظام را از ورود به خط قرمزش، یعنی دستگیری اعضای کابینه بر حذر داشته است.
باید منتظر بود تا روشن شود نتیجه این تاکتیک چه خواهد بود آیا حکم رحیمی اجرا خواهد شد یا بار دیگر رییس دولت با جنگ روانی موفق خواهد شد اهدافش را محقق سازد.( بازتاب)

۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه

محمدی گلپایگانی: رهبر دانشمندی است که در تمام رشته‌های علمی اطلاعات دارد.
 

جرس: هنوز یک هفته از انتشار کلیپ سخنان رهبری در خصوص مذمت مدح نگذشته که رئیس دفتر وی ادعا کرد "رهبر معظم انقلاب دانشمندی است که در تمام رشته‌های علمی اطلاعات دارد.
به گزارش مهر، محمدی‌گلپایگانی روز گذشته در مراسم رونمایی از 15 هزار جلد کتاب اهدایی به کتابخانه مرکزی گلپایگانمحمدی گلپایگانی با اشاره به عادت مطالعه رهبری افزوده است: ایشان به تاریخ کشورهای دیگر نیز بسیار مسلط هستند و می‌توان گفت بعد علمی وجودیشان بی‌نظیر است.
رئیس دفتر رهبر گفت: رهبر معظم انقلاب با وجود تمام مشکلات در هیچ شرایطی مطالعه کتاب را فراموش نمی‌کنند و کتاب‌خوانی با زندگی رهبر معظم انقلاب عجین شده است.
سال گذشته هم سعیدی امام جمعه منصوب رهبری در قم در یک سخنرانی و به نقل از خواهر رهبری گفته بود که وی هنگام تولد وقتی می‌خواست از بدن مادر خارج شود «یا علی» گفته و قابله هم در پاسخ گفته است: علی نگه‌دارت!
پیش از این نیز، علی‌اکبر رشاد، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنانی در مدح آیت الله خامنه ای، مدعی شده بود: تنها کسی که بعد از امام عصر (عج) در تبیین دین و دفاع از اسلام ناب بسیار تلاش کرده‌اند و بزرگ‌ترین خدمات را به انجام رسانده‌اند، ایشان هستند و بعد از حضرت حجت مقرب‌ترین بنده خدا به بارگاهش هستند.
چندی پیش نیز، صدیقی امام جمعه موقت تهران با طرح این ادعا که “آیت الله خامنه ای بارها خدمت امام زمان رسیده است”، به نقل از یکی از روحانیون گفت: «آقای خامنه‌ای گوهر پاکی است… به همین دلیل مکرر خدمت حضرت تشرف داشته است، ولی نشناخته». سال بعد ایشان گفت: «طوبی للخامنه‌ای! طوبی له. وجود مبارک امام زمان ـ‌ارواحنا فداه‌ـ در عرفات با اسم ایشان را دعا می‌کرد».
وی مدعی می شود که «در مدرسه حجتیه که آقا هم در آنجا حجره داشتند، در همان ایام به آقا گفته بودند که شما در آینده رئیس این مملکتید!»

۱۳۹۱ مهر ۷, جمعه


احمدی نژاد یک روز هم نباید در قدرت باقی بماند، نه اینکه بگوییم پرونده‌ زیر بغل دارد

مطهری با اشاره به مصاحبه تلویزیونی اخیر احمدی نژاد گفت: این یعنی استبداد و دیکتاتوری و به توپ بستن مجلس. چنین شخصی حتی یک روز هم نباید در مسند قدرت باقی بماند، نه این‌که بگوییم باید کاری کنیم که دوره‌اش به پایان برسد چون آدم جسوری است و پرونده‌هایی زیر بغل دارد

دکتر علی مطهری با اشاره به مصاحبه تلویزیونی اخیر احمدی نژاد که می‌گوید من قانونی را که منطبق بر قانون اساسی تشخیص بدهم امضا و اجرا می‌کنم و قانونی را که منطبق بر قانون اساسی تشخیص ندهم امضا و اجرا نمی‌کنم؛ گفت: این یعنی استبداد و دیکتاتوری و به توپ بستن مجلس. چنین شخصی حتی یک روز هم نباید در مسند قدرت باقی بماند، نه این‌که بگوییم باید کاری کنیم که دوره‌اش به پایان برسد چون آدم جسوری است و پرونده‌هایی زیر بغل دارد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، همزمان با شرایط نامناسب اقتصاد کشور و ابهامات سفر غیرضروری به نیویورک، برخی نمایندگان علاوه بر تذکر، بار دیگر به امضای سوالی از رئیس جمهور پرداختند و همزمان علی مطهری، با اشاره به آنچه دیکتاتوری و به توپ بستن مجلس نامید، تاکید کرد که احمدی نژاد حتی یک روز هم نباید در قدرت باقی بماند.

به نوشته رونامه "ملت ما" این مطلب متن نطق میان دستور دکتر علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس است که چون قرعه به نام او در نیامد ایراد نشد.
آنچه که این روزها از نابسامانی بازار ارز مشاهده می‌کنیم بیش از آن‌که ریشه در تحریم‌های اقتصادی غرب داشته باشد، ناشی از نحوه اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌هاست. در سال گذشته درآمد حاصل از اجرای این قانون 28 هزار میلیارد تومان بود که طبق قانون، نیمی از آن می‌بایست صرف یارانه خانوارها می‌شد، در نتیجه به هر نفر حدود پانزده هزار تومان تعلق می‌گرفت. اما دولت با تخلف از قانون، مبلغ 43 هزار میلیارد تومان را فقط بین خانواده‌ها به صورت هر نفر 45500 تومان توزیع کرد و سهم تولید را نپرداخت و کسری پانزده هزار میلیارد تومان را نیز به‌طور غیرقانونی از محل فروش نفت برداشت کرد.

در نتیجه اکنون دولت به صورت مستاجری درآمده است که در پایان هر ماه باید اجاره سنگینی را به موجر پرداخت نماید و روزهای آخر ماه را در هول و هراس به سر می‌برد. زمانی که میزان فروش نفت بالا بود دولت مشکل چندانی نداشت اما وقتی با کاهش فروش نفت مواجه شد مجبور به بازی کردن با قیمت ارز از طریق عرضه نکردن موقت به بازار شد تا مابه‌التفاوت قیمت ارز آزاد و ارز ساختگی مرجع را صرف پرداخت و احیانا افزایش یارانه‌ها نماید. در این ماجرا مجلس نیز مقصر است.
بعد از تصویب قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، زمانی که دولت از اجرای دقیق آن طفره رفت و خواستار آن شد که دستش در پرداخت یارانه‌ها باز باشد، یعنی قانون بی‌قانون، آن وقت بود که مجلس باید در مقابل آن می‌ایستاد و بر اجرای دقیق قانون پافشاری می‌کرد تا به این‌جا نمی‌رسیدیم. اما مجلس هشتم به نام «تعامل» و «حفظ وحدت» از اجرای قانون و پاسداری از حقوق مردم کوتاه آمد و در مقابل این قانون‌گریزی دم فرو بست.
خودمان حرمت قانون و مجلس را حفظ نمی‌کنیم و در نتیجه کار به آنجا می‌رسد که رئیس‌جمهور در مصاحبه اخیر تلویزیونی خود می‌گوید من قانونی را که منطبق بر قانون اساسی تشخیص بدهم امضا و اجرا می‌کنم و قانونی را که منطبق بر قانون اساسی تشخیص ندهم امضا و اجرا نمی‌کنم؛ و این یعنی استبداد و دیکتاتوری و به توپ بستن مجلس. چنین شخصی حتی یک روز هم نباید در مسند قدرت باقی بماند، نه این‌که بگوییم باید کاری کنیم که دوره‌اش به پایان برسد چون آدم جسوری است و پرونده‌هایی زیر بغل دارد.
مجلس باید بر اجرای دقیق قانون خود پافشاری کند، نباید ریالی اضافه بر درآمد حاصل از اجرای قانون هدفمندسازی، به یارانه‌ها اختصاص یابد، چه رسد به این‌که بخواهند میزان فعلی یارانه‌ها را که با تخلف قانونی تامین می‌شود به سه برابر افزایش بدهند و احیاناً مقاصد انتخاباتی نیز در کار باشد. این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با اعضای هیئت دولت، مشکل گرانی را ناشی از افزایش نقدینگی در جامعه دانستند و راه‌هایی را برای کاهش نقدینگی و هدایت آن به سمت تولید پیشنهاد کردند.
مسئله تغییر اساسنامه صندوق تامین اجتماعی و تبدیل صندوق به سازمان، مسئله‌ای قابل تامل است. صرف‌نظر از این‌که این کار وجاهت قانونی داشته یا نداشته -که لازم است رئیس مجلس براساس اصل صد و سی و هشتم قانون اساسی درباره آن اظهارنظر کنند- چرا باید برای حفظ یک فرد در مقام ریاست یک مجموعه، اساسنامه آن را تغییر دهیم؟ اگر این کار، کار لازمی بوده چرا قبلا انجام نشد؟

کشور را نباید با لجاجت اداره کرد. تعدادی از نمایندگان نسبت به انتصاب فردی به ریاست صندوق تامین اجتماعی که در قوه قضاییه چند پرونده دارد و برای رسیدگی به پرونده‌هایش از قضاوت تعلیق شده است اعتراض داشتند و آن را مغایر با قانون ساختار تامین اجتماعی می‌دانستند، دیوان عدالت اداری نیز طی حکمی نظر آنها را تایید کرد.دولت به جای آن‌که حکم دیوان را اجرا کند، اساسنامه صندوق تامین اجتماعی را تغییر داد، یعنی دور زدن قانون و دهن‌کجی به قوه قضاییه و کاری شبیه حیله‌های شرعی که در مسئله ربا به کار می‌برند.
حال جالب است که به سرعت، بودجه‌هایی به سازمان تامین اجتماعی تزریق می‌شود تا مشکلات آن در باب بازنشستگان و مستمری‌بگیران حل شود، همه برای حفظ یک فرد در رأس این سازمان. البته ما از حل مشکلات معیشتی این اقشار خوشحال می‌شویم ولی سوال این است که چرا قبلا این بودجه‌ها اختصاص نمی‌یافت و چرا در موارد دیگر مانند متروی تهران مطالبات قانونی آنها پرداخت نمی‌شود. گذشته از دو میلیارد دلارِ قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلانشهرها که دو سال است پرداخت نشده است.
از مصوبات مجلس در بودجه سال 91 برای متروی تهران درباره یارانه بلیت و خرید واگن و مانند آن نیز حتی یک ریال پرداخت نشده است و این یعنی یک بام و دو هوا و سیاست رفاقت در یک جا و لجاجت در جای دیگر.

«بازتاب»